تبلیغات
شناساندن شاه غیرتمند ایرانی نادرشاه افشار - 27- گشودن خوارزم و سركوبی دشمنان
 
شناساندن شاه غیرتمند ایرانی نادرشاه افشار
خدا با ماست
شنبه 20 خرداد 1391 :: نویسنده : رضا فرهیزش

ایلبارس خان فرمانروای خوارزم كه به نیرنگ و دغل بارها با ازبكان به بالای ولایت خراسان تاخته و كاری از پیش نبرده پا به فرار گذاشته بود . در زمانی كه پادشاه در هندوستان سرگرم كارهای آنجا بود با دسته‌ای از ازبكان به سوی باورد روی آورد كه شاید به روباه بازی برهم زن آرامگاه شیران شود و چون به آنجا رسید رضا قلی میرزا از هرات با لشكری فراوان حركت كرد كه آن تیره نادان را سركوب نماید .ایلبارس از شنیدن این خبر هراسیده ناامید و زیانكار كالای جان را بر كاچال های تاراجی برگزید و با ازبكان كوسج به سوی خوارزم فرار كرد و بسیاری از ازبكان از دم شمشیر گذشته به سوی بیابان نیستی شتابان گردیدند و این كار ایلبارس انگیزه لشكركشی نادر به خوارزم گردید .

پادشاه فرمان بسیج لشكر داده برای آن كه بهانه‌ای باز نماند نامه‌ای پندآمیز به خوارزمیان فرستاد .

خوارزمیان به این نامه پروا ننموده از شاهراه راستی روی برتافتند و از تاریكی روان زبان به یاوه سرایی گشودند . چون نافرمانی و بداندیشی آن گروه نیك روشن گردید نادر برای سركوبی آنان با لشكری كه بسیجیده بود از بخارا به سوی خوارزم رفت و چون نزدیك چارجو رسید فوجی از ازبكان و تركمانان كه در لشكر ایلبارس می‌بودند با پیشتازان لشكر نادر درآویخته به اندک زمانی شكست یافتند و از كنار آمویه مویه كنان آشفته و پریشان روی برتافتند و بسیاری از آنان كشته شده نیزه‌های یلان لشكر نادر از سرهای آنان بارور شد و پلشتی آن ناپاكان از سراسر آن دشت و بیابان زدوده گردید .

ایلبارس كه از خوارزم به آهنگ رزم پیش آمده بود پس از رسیدن لشكر نادر به نزدیك دژ هزار اسب با چند هزار سوار دلیر به میدان جلوگیری راند . پردلان لشكر نادر دست به شمشیر برده ، بر آنان تاختند ، خوارزمیان در خود توانایی برابری ندیده روی برتافتند و هر گروهی از راه دیگر از میدان بیرون رفتند .

ایلبارس با گروهی از یاران خود به دژ خانقاه پناهید ، لشكر پادشاه آن دژ را در حصار گرفت . تیره‌های سارت و ازبك كه كار ایلبارس را زار دیدند امان خواسته به درگاه نادر روی آوردند و همه یک‌زبان خواستار فرمان برداری گردیدند . با همه این پیشامدها ایلبارس با بزرگان گمراه راه گردنكشی و جداسری را از دست نداده از كارهایش پوزش نمی‌خواست .

روز دیگر مردم دژ آنان را گرفته به نزد پادشاه آوردند . چون خوی نادرستی و تیره مغزی بر آنان چیره و امیدی به نیكیشان بسته نمی‌شد نادر به كشتنشان فرمان داد و هم در زمان خبر رسید كه ابوالخیر خان فرمانروای قزاق به آهنگ یاوری با ایلبارس اكنون به خیوه رسیده است .

چون نادر از پیش آهنگ گرفتن خیوه در سر می‌داشت این خبر انگیزه دیگری به رفتن آنجا گردید . چون این خبر به گوش ابوالخیر رسید از آهنگ خود دوری جسته با لشكرش سراسیمه از خیوه بیرون رفت . مردم خیوه به استواری دز پشت‌گرم و خندق دور آن را هم آب انداخته بودند گذشتن لشكر را از خندق سخت دانسته به دژ داری كوشیدند . لشكریان پادشاه آب را از خندق برگردانیده از چهار سو دژ را نشان توپ‌های سنگین ساختند .

مردم دژ كه كار را بدینسان یافتند امان طلبیده پوزش خواستند شاهنشاه از گناهشان درگذشته به آنان بخشود . خوارزم به قلمرو شاهنشاهی پیوست . بزرگان پنج قلعه با فوجی از یلان به زیر پرچم نادر پناهیدند . طاهر خان چنگیزی كه مردی یكدل و یک‌زبان و تجربه‌های فراوان از روزگار اندوخته بود به فرمانروایی خوارزم برقرار گردید و پادشاه با لشكر فیروز روز هفدهم ماه رمضان از راه مرو به سوی كلات رهسپار شد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:35 ب.ظ
What's Taking place i am new to this, I stumbled upon this I have found It absolutely useful and it has aided me out loads.
I am hoping to give a contribution & assist different users
like its helped me. Good job.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر